تبليغاتX
" نگاه با چاشني سكوت "






















Blog | Profile | Archive | Email | Design by | Name Of Posts


" نگاه با چاشني سكوت "

( آهسته آهسته اعتماد به نفسش را باز مي يابد ، به جمله اي كه در ذهن دارد فكر ميكند ، و لب ميگشايد ) تا حالا شده يه شب تا سحر بيدار مونده باشي؟ شبِ بي ستاره. تاريك عين قير. انگار اون بالام برق رفته باشه. نصفه شبو كه رد كني ، يه چيزي تو آسمون پيدا ميشه. يه ستاره ي روشن ، اون دور دورا. تو زندگي من - تو عينا همون ستاره اي.

* حميد امجد

+نوشته شده توسط نگار | |