تبليغاتX
" نگاه با چاشني سكوت "






















Blog | Profile | Archive | Email | Design by | Name Of Posts


" نگاه با چاشني سكوت "

 
 

ویژه/ شکست تازه‌ترین حمله برای برکناری مدیر رادیو جوان

 

شهاب نیوزـ شایعه استعفا یا برکناری «شهرام گیل‌آبادی» مدیر رادیو جوان که ابتدا از سوی سایت‌های منسوب به دولت و سپس توسط سایت‌های معتدلی نظیر «البرز» منتشر شده بود، تکذیب شد.

به گزارش خبرنگار سیاسی شهاب‌نیوز، عصر سه‌شنبه برخی منابع خبری نزدیک به دولت از استعفای شهرام گیل‌آبادی مدیر رادیو جوان خبر دادند. گیل‌آبادی که یکی از موفق‌ترین مدیران صدا و سیماست و با ابتکارات نوین و گریز از کلیشه‌های رایج توانسته است مخاطبان بسیاری را جذب رسانه ملی کند، در چند ماه اخیر به دلیل چند برنامه انتقادی از دولت تحت شدیدترین فشارها بوده است. تا آن جا که سایت‌های منسوب به دولت و حتی وزیر ارشاد، رادیو جوان را با رسانه‌های برانداز مقایسه
کرده و مدعی حضور افراد نفوذی و ضد نظام در این رسانه شدند.

با این حال؛ خبر استعفای گیل‌آبادی به سرعت تکذیب شد. هم معاون صدای سازمان صدا و سیما در گفتگو با خبرگزاری مهر و هم خود وی در گفتگو با خبرگزاری فارس؛ خبر استعفا یا برکناری را به شدت تکذیب کردند. 

خبر استعفا یا برکناری گیل‌آبادی، تازه‌ترین حمله یک گروه سیاسی به رادیو جوان محسوب می‌شد که برنامه‌های تبلیغاتی و سیاسی پیشین آن‌ها به دلیل ایستادگی ضرغامی و سایر مدیران رادیو با شکست مواجه شده بود.

 

 

 

رادیو جوان بدون دکتر شهرام گیل آبادی رادیو جوان نیست...

 

                                                                                 "تمام"

 

+نوشته شده توسط نگار | |

 

 

سایه شدم و صدا کردم :

کو مرز پریدن ها،دیدن ها؟ کو اوج "نه من" دره ی "او" ...؟

و ندا آمد : بسته بپو.

مرغی رفت،تنها بود ... پر شد جام شگفت.

و ندا آمد : بر تو گوارا باد ... تنهایی ، تنها باد ...

دستم در کوه سحر "او" می چید ، "او" می چید

و ندا آمد : و هجومی از خورشید

از صخره شدم بالا.در هر گام ، دنیایی تنها تر ، زیباتر ...

و ندا آمد: بالاتر ... بالاتر ...!

آوازی از ره دور : جنگل ها می خوانند؟

و ندا آمد : خلوت ها می آیند ...

و شیاری ز هراس

و ندا آمد : یادی بود ...  پیدا شد ... پهنه چه زیبا شد ...

"او" آمد ، پرده زه هم وا باید ، درها هم

و ندا آمد : پر ها هم ...

---------------------------------------------------------------------------

می آمد ، می رفت

می آمد ، می رفت

و من روی شن های روشن بیابان

تصویر خواب کوتاهم را می کشیدم

خوابی که گرمی دوزخ را نوشیده بود

و در هوایش زندگی ام آب  شد

خوابی که چون پایان یافت

من به پایان خودم رسیدم ...

 

                                       "سهراب"

+نوشته شده توسط نگار | |